کی دنبالمون کرده که دیگه شیر رو توی شیرجوش و روی گاز نمیجوشونیم، به حبابهای ریزی که دورش ایجاد میشه، زل نمیزنیم و بهجاش سی ثانیه چرخیدن سینی مایکروویو رو ترجیح میدیم؟
کی دنبالمون کرده که به جای لباس پوشیدن، رفتن تا نونوایی محل، خریدن دو تا سنگک و سر راه سلام و علیک کردن با در و همسایه، با چهار تا کلیک سفارشمون رو ثبت میکنیم؟
کی دنبالمون کرده که به جای لم دادن روی کاناپه، تخمه خوردن و انیمیشن دیدن، سرعت دو ایکس رو انتخاب میکنیم که تند تند بگذره و تموم شه؟
کی دنبالمون کرده که دیگه کتاب نمیخونیم، مقاله نمیخونیم، دنبال معنی هیچ لغت زبانی نمیگردیم، هیچ یادداشتی رو خلاصه نمیکنیم و منتظریم هوش مصنوعی همهش رو انجام بده و هلو رو بذاره تو گلومون؟
کی دنبالمون کرده؟
چی دنبالمون کرده؟
تهش به کجا قراره برسیم؟ اصلاً تهش چیه؟
مگه قرار نبود از مسیر لذت ببریم؟
این ک همش مقصده!!!
چارلز فیلمور درباره این موضوع میگوید:
همه نظامهای شفا، شادمانی را از موثرترین عوامل بازگشت سلامت دانستهاند.
پزشکی، حکایت درمان بیمارش را که زنی بود که غده بزرگی در رحم داشت تعریف میکند: از قرار معلوم داستان مضحکی را برایش تعریف کرد، زن نیز چنان از ته دل خندید که غده ترکید و به صورت مایع از بدنش خارج و ناپدید شد.
ذهن چنان اعصاب را در هم میپیچد که نگو و نپرس.
اندیشه ترس، جریان یکنواخت و متوازن زندگی را در بعضی از مراکز عصبی بند میآورد و کانونی ایجاد میکند که سایر ترسها پیرامونش گرد میآیند و سرانجام در کنشهایی حائز اهمیت، انعقاد خون به وجود میآورند.
نوعی نیرو برای شکستن سد ضرورت دارد. برای زدودن ترس از ذهن و جلوگیری از تراکم آن در جسم، شیوههای گوناگون وجود دارد. یکی از موثرترین و مستقیمترین شیوهها برای درهم شکستن ترس، خنده است.
به ترسهایتان بخندید!
وقتی ترسهایتان را ریشهیابی کنید و به منشاء آنها برسید متوجه میشوید که تا چه اندازه مضحک و خنده دارند! بیشک میان شادمانی و تندرستی رابطهای نزدیک وجود دارد. آواز خواندن بر سلامت میافزاید زیرا خون را به گردش در میآورد و جریان خون هر چه بهتر نشانه تندرستی است.
اگر جریان خون هیچ گاه کند نمیشد و عصبها و منافذ همواره گشوده و آزاد میبودند و به سرعت وظیفهشان را به انجام میرساندند هرگز زائدهای در جسم پدید نمیآمد.
پس منطقاً باید آن فعالیتهای ذهنی را که به طور طبیعی جریان زندگی را در بدن به حرکت وامیدارند در خود پرورش دهیم و یکی از مهمترین فعالیتهای ذهنی، شادمانی است!
سلام دوستان عزیز
این روزها شاهد رسیدن قیمت دلار با سقف جدید 60 هزار تومانی هستیم. قیمتی که به نظر میرسد ناشی از اشتباهات تکراری سیاستگذاری دستوری دولتمردان ما است. زمان زیادی از دلار جهانگیری 4200 تومانی نمیگذرد که هم اکنون دلار 28500 تومانی فرزینی را داریم.
در نگاه اول ما سیاستگذاران و اقتصاد خواندههایی را داریم که حتی حافظه تاریخی آنان به 5 سال پیش هم نمیرسد و اشتباهاتی را تکرار میکنند که اظهر من الشمس است. آنها سعی میکنند که قیمت ارز را کنترل کنند ولی ناتوان از این کار و وضعیت به وجود آمده هستند!
اما واقعیت چیز دیگریست. آنها بیسواد و احمق نیستند. اتفاقا از من و شما خیلی زرنگ تر هستند. افزایش قیمت دلار تا این سقف عمدا و در جهت جبران کسری بودجه دولت خواهد بود. میدانید در این مدت دولت چقدر ارز و سکه آن هم ربع سکه با حباب بالا فروخته است؟! میدانید سهامی که به قیمت مفت در آبان امسال خرید به قیمت حدود 2 برابر به مردم تشنه جبران کاهش ارزش پول فروخت؟!
به نظر من این قیمت 60 هزار تومانی ساختگی است و دوام زیادی ندارد و بعد از اینکه دولت کارش با دلار 60 هزار تومانی تمام شد فرو خواهد ریخت!
سلام دوستان
یک سال دیگر را رو به پایان داریم و سال 1402 با اتفاقات جدید در راه است. تقویمهای زیادی در بازار وجود دارد که تقویم دیواری، رومیزی و جیبی معمولترین آنان هستند. نوع تقویم جدیدی که چند سال اخیر استفاده میشود تقویم دسکتاپ میباشد که من بر روی کامپیوتر و لپتاپ خودم استفاده میکنم.
تقویمهای دسکتاپ زیادی توسط وبسایتهای مختلف تولید میشود. من شخصا تقویمهای دسکتاپ آی زیج را میپسندم چون اندازه متناسب و خوانایی خوبی دارد. این وبسایت تقویمهایی با موضوعات متنوع و مختلف منتشر میکند و من علاقه زیادی به طبیعت دارم و لذا این تقویم 1402 را مورد استفاده قرار میدهم.
سال خوب و خوشی را برای شما در سال 1402 آرزو دارم.
سلام دوستان خوبم
در پست قبل درباره دلار حرف زدم و اینکه تا چه مقدار افزایش خواهد یافت که عدد 50 هزار تومان را تعیین کردم که تا حالا از این مرز عبور نکرده و بعید هم میدانم عبور کند. البته در بلند مدت عبور خواهد کرد ولی منظور تا انتهای سال 1401 است که تا حدود 99 درصد اطمینان دارم عبور نخواهد کرد.
امروز در مورد شاخص کل خواهم گفت و سعی میکنم یک مرزی رو مشخص کنم. طی حدود 2 ماه اخیر شاخص کل رشد نسبتا خوبی داشته است ولی اینکه تا کجا خواهد رفت جای بحث دارد.
اصولاً بورس از جمله بازارهایی است که طی چند وقت اخیر از دیگر بازارها جا مانده است. به منظور مقایسه دلار آخرین سقف خود(بجز این اواخر) را در سال 99 داشت که به حدود 32 هزار تومان رسید و همزمان شاخص کل هم به حدود 2 میلیون واحد رسید. الان دلار به 44 هزار تومان رسیده است که 38 درصد رشد داشته است ولی شاخص کل هنوز به همان سقف قبل هم نرسیده است.
حدس من این است که شاخص کل حداقل تا سقف خود افزایش خواهد داشت. البته اگر معادل بخواهد رشد کند باید به حدود 2.7 میلیون واحد برسد. اما شخصا بعید میدانم به این مقدار برسد و گمان من این است که سقف را خواهد شکست و یک مقدار هم بالاتر از آن خواهد رفت که این یک مقدار یا صفر است و یا همان 0.7 میلیون واحد میباشد.
شما هم نظرات خود را درج نمایید تا همفکری در این زمینه داشته باشیم.
تشکر